اگر نگاهی به سینمای ایران بیاندازیم، یک طبقه در این بین خودنمایی می کند، طبقه نئوبورژوازی(شاید معادل کوچه بازاری آن بشود: تازه به دوران رسیده). در غالب فیلم هایی که در سینمای ایران ساخته می شود، پر است از خیانت و روابط مثلثی و مربعی و طلاق و عشق خارج بودن و خسته بودن از زندگی و ناکامی و از این قبیل مسائل. ولی جالب است که به اعتراف خود کارگردان های سینما، این مسائل در همین طبقه ظهور و بروز پیدا می کند و این طبقه به سرعت در حال فروپاشی است و این خبر خوبی است که سینماگر ما (یا خودآگاه یا ناخودآگاه) آن را به مخاطبش القا می کند. شاید باید از افرادی مثل شمقدری و حسینی تشکر کرد که جهت حرکت سینما را به این سمت برده اند(شاید و اگر این کار آگاهانه و هدفمند باشد)، اما این یک کار تکمیلی هم نیاز دارد که افراد دلسوز باید این وظیفه را انجام دهند و در این خصوص فضا را روشن کنند که این به سالم سازی فضا کمک کند. یکی از این کارهای تکمیلی مهم در این خصوص، نشان دادن صفا و صمیمیت و صداقت و پاکی خانواده های طبقه های متوسط و پایین جامعه است. اگرچه این کار صورت گرفته ولی خیلی کم(و متاسفانه بعضی جاها برعکس). این کار باید خیلی بیشتر از اینها صورت بگیرد.
البته همه این مطالب گفته شده در خصوص خانواده ایرانی بود که نه تنها به بخش های دیگر غیر از خانواده پرداخته نشده، بلکه به همین مبحث هم به صورت ناقص پرداخته شده است.
نواقص سینمای ما به گفته امام خامنه ای در دیدار با دست اندرکاران جشنواره عمار عبارتنداز: عدم وجود نگاه بلند مدت همراه با برنامه ریزی دقیق و امید به آینده و اغفال از بخش های دیگر(تاریخ انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، فلسطین و بیداری اسلامی). اما از همه این نواقص مهمتر را می توان در این تعبیر ایشان پیدا کرد:«».
امیدواریم با اصلاح علوم انسانی و تغییر درست سینما و قوی تر شدن در نوشتن رمان و به تبع آن فیلمنامه، استفاده هرچه بیشتر از سینما در جهت مقاصد حق به دست آید.
والسلام

